من...همان من سابقم...

با تفوتی اندک...

تنها...

تنها زلزله ی کوچکی...

که آباد کرد ویرا نی ام را...

زلزله ای خوشایند...به نام عشق!

پ.ن:آیدا...

نگرانتمممممم.....

چی شده؟

/ 56 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین زهرا

راستی...! چه جالب...!! ریحانه خانوم به شما میگن بی رحم....!! اگه شما بی رحمی پس اون چیه دیگه.....!!!![تعجب]

یه قطره اشک

ســــــــــــــــــــــلام....!![گل][قلب] میبینم که اینجا شده میز گرد دل و قلوه رد و بدل کردن...!![پلک] بابا جای مارو هم خالی می کردید...!!![زبان] .. .. ما هم بلدیم حرف های عاشقانه و قشنگ بنویسم ...!![نیشخند]

یه قطره اشک

داره کم کم واجب میشه یه کلبه ی قشنگ دیگه ای ساخته بشه به اسم ما سه نفر....!!![پلک][قلب] .. .. با نویسندگی علیرضا ...ابجی ساجده و باران خانومی خودم....!![قلب][گل] علیرضاجان مقداماتش و فراهم کن تا ماها هم بیایم با نوشته هامون قاب کنیم و بزنیم روی این کلبه ی قشنگ....!!![گل][قلب]

یه قطره اشک

من ابــــــــــــــــــــــجی ساجده را به تمام دنیا نمیدم...!![گل][گل] یعنی بعضی ها توقع دارند من به مامان باران خانومی خودم پشت کنم..!؟ نه ....!! این اتفاق هرگز نخواهد افتاد من عاشق خانواده ای هستم که بوی خدا میاد....بوی یوسف زهرا(عج) میاد...بوی سلامتی و بوی عشق به همدیگه میاد...!![گل][قلب] .. .. به عصمت زهرا(س) قسم ارزش این خانواده ی سه نفری و انشالله بعد ها چهار پنج نفری بیشتر از دنیا و تمام مافیای آن است...!![قلب][گل]

یه قطره اشک

باشه خانم ریحانه من فقط و فقط از علیرضا و ابجی ساجده ام می خوام برای خوشبختی و عاقبت بخیری شما هنگامی که سجاده هاشون به سمت اسمان خدا پهنه دعا کنند...!![گل][قلب] منهم به عنوان کسی که یک روزی خواهری داشت که با کارش لرزه بر اندام نحیفم انداخت و ایامی را غرق در اشک کرد ...!!دعا خواهم کرد هم خودم هم نازنین زهرایم...!![گل][گریه] .. .. ریحانه خانوم من از شما خواهش کردم مزاحم علیرضای عزیز نشی..!! مواظب حرفات باش خیلی داری به ابجی ساجده ام توهین میکنی..!![دلشکسته][دلشکسته][گریه]

یه قطره اشک

علیرضا جان آفرین بر این صبر و گذشت بزرگوارانه ات...!!![قلب][گل] آدم یواش یواش داره پیش خودش فکرهایی میکنه ها...!![گل] .. .. کم کم احساس میکنم دل و روحتو سپردی به اون بالایی...!![قلب] منو باش چند روز قبل داشتم کیو نصیحت میکردم...!![خجالت][خجالت]

یه قطره اشک

میبینم که قالب بهاری شده و صفایی داده به اینجا...!![قلب][گل] وقتی دل شاد و شنگول باشه این کارهارو میکنه....!![پلک] چه شود وقتی روی این گل های بهاری بـــــــــــــاران هم شروع کنه به نوازش برگ هاش....!!![چشمک] بابا اون بارون و نمیگم که باران خانومی رو میگم....!!![زبان] .. .. یه بار خواستم سلام نکنم دیدم نمیشه... صاب خونه سلام.....!!![زبان]

یه قطره اشک

به به......!!! ما فکر کردیم فقط گوشه سمت راست وبلاگ تغییر کرده...!! بگو سمت چپ هم کلا زیر و رو شده....!!![عینک] میگم زلزله اومده یا خودتون تغییرش دادید...!!!؟؟؟[نیشخند] ... ... موقعی تغییر دادنتون رو باور میکنیم که آبجی ساجده هم شروع کنه به نوشتن وگرنه از نظر ما همون زلزله اومدن گزینه ی صحیح می باشد...!!![پلک]

نازنین زهرا

سلام سلااااام.......!!! خوبید؟!! خوشید سلامتید؟!!نی نی جونم خوبه؟!![قلب][بغل] به به عجب قالب با صفایی................!!! خیلی خوشگل شده خیلی قشنگ تر از قبل.............[پلک] زن داداش زودتر بیا و شروع کن به نوشتن خاطراتت عزیز دلم......[ماچ]

نازنین زهرا

خب مثل اینکه قصد تغییر وبلاگ ندارید...! اما خونه ی تکونی اساسی کردید...[چشمک] این هم خوبه...همین جا به نوشتن ادامه بدید و با هم این کلبه رو آبادش کنید....! من و یه قطره اشکم هم که مهمون همیشگی خونه ی قشنگتون هستیم...![قلب]