به من چیزی بگو از عشق ازین حالی که من دارم

من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم

تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری

تو هم شاید نمی دونی چه احساسی به من داری

گریزی جز شکستن نیست منم مثل تو می دونم...

نگو باید برید ار عشق نه می تونی نه می تونم

بعد ازین که ازسحر جدا شدن رفتم دنبالش...

داشتم حرفامو تو ذهنم مرور می کردم...

خیلی می ترسیذم همه چیز خراب بشه...ریحانه همیشه غیر قابل پیش بینی بوده...هنوزم هست...

صداش کردم...

ایستاد...

سلام کرد و با چشمای از تعجب گرد شده تو چشمام ذل زد...

بنده خدا فک کرده بود واسه سحر مشکلی پیش اومده...

بازم تا نگاهش کردم حرفام یادم رفت....حتی جذبه ایم که با عنوان داداش سحر!!!واسش می گرفتم همیشه یادم رفت...

اونم حوصله ش سر رفته بود...آخرهم با دیدن قیافیه من طاقت نیاوردو خیلی آروم پرسید

واسه سحر چه مشکلی پیش اومده...اون بهترین دوست منه...بخدا هرکار از دستم بر بیاد براش انجام میدم...

می بینم این روزا اصلا حالش خوب نیست...اما هرچی از خودش می پرسم چیزی نمی گه!!!!

هول کرده بودم...همون یه ذره چیزیم که یادم بود یادم رفت!

فقط تونستم آروم بگم که نه چیزی نشده...راستش...

سرمو بالا آوردمو تو چشماش نگاه کردم ...می خواستم عکس العملشو کا مل تو ذهنم ثبت کنم...

-راستش ببین ریحانه من...

نقفسمو محکم دادم بیرونو گفتم

خیلی دوستت دارم!!!!

 

 

 

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه قطره اشک

میگم حالا چرا این نــــازنــین بانــــــــــــوی ما اومده چندتا شکلک عصبانی گذاشته و در رفته...!!!؟؟[سوال][ناراحت] .. .. فکر کنم به صله ی رحم سر نزدید و اینشکلی صورتش مثل لبو شده....!!![عصبانی][نیشخند]

یه قطره اشک

ابجی ریحانه.... !![گل] میشه یه ذره بیشتر در مورد قیافه ی علی آقا در اون لحظه وضیح بدید که چه شکلی شده بود...!![سوال][سوال] .. .. میتونی با این شکلک ها ی پایین هم بهمون بفهمونی ....!![نیشخند] 1.[خجالت] 2.[پلک] 3.[قلب] 4.[سبز] 5.[راک] 6.[شیطان] 7.[رویا]

یه قطره اشک

علی آقا این " دوست دارم "یعنی همون خواستگاری خودمون دیگه...!!؟؟[متفکر] یعنی میخواستی یه جورایی قبل از خواستگاری رسمی بدونی که ریحانه هم تو رو دوست داره یه نه...!!!؟؟[پلک] .. .. اصلا منظورت از این کار چی بوده...!!؟؟[عصبانی]

یه قطره اشک

از حالا تا یه هفته دیگه فرصت داری که پروژه ی ادامه ی این داستان عاشقی رو بذاری روی پرده ی وبلاگت...!!![عینک] مثل پست قبلی به یکی دو ماه نرسه که ایندفعه........... .. .. .. .. .. .. برو دنبالم نیا..... باهات قهر میکنم اساسی......[ناراحت]

یه قطره اشک

ایشالله کی قراره عروسی کنید به سلامتـــــــــــــــــــــــی....!!!؟؟[قلب] .. .. یکی نیست به ما بگه تو چه جور داداشی هستی که نمیدونی عروسی خواهرت کیه....!!![تعجب]

7azani7

بازم[عصبانی][عصبانی][عصبانی]

7azani7

خیلی از دستتون شاکی ام...!!لااقل اگه آپ نمیکنید یه سری به ما بزنید...!!! نمیگید ما دلمون واسه آبجی و داداشمون تنگ میشه؟؟![نگران][دلشکسته]

7azani7

جدی جدی وسط خیابون گفتی دوست دارم؟؟!! چه شکلی شد و قتی به ریحانه گفتی دوسش داری؟؟!! می تونی با این شکلکها هم توضیح بدی...!! [عصبانی] [خنثی] [تعجب] [قهر] [خجالت] [زبان] [بغل]

آیدا

خیلی جالبه!!!! علی تو واقعا پسر شجاعی هستی!!!!![نیشخند] من اگه جای تو بودم از ترس همون قطع رابطه تا وقتی که به یه سن مشخص برسم هیچی نمی گفتم.... آپ کردین خبرم کن[خداحافظ]

ریحانه

[نیشخند] [خنده][خنده] [قهقهه][قهقهه][قهقهه]