؟!؟!؟

دیدم یهو ساکت شد....

ذل زد بصورتم ...

نگاهش اول از عصبانی بودن در اومد...

بعد از دلخوری...

طوری که حالا فقط دلسوزی تو چشماش بود...

یکم هم علامت سوال!!!

متوجه نشدم چرا یهو اینجوری شد...واسم عجیب بود اما خسته تر از این بودم که بخوام فک کنم...

دست شو بالا آورد...کشید روصورتم...

اشکهایی که خودمم نفهمیده بودم چطوری از چشام پایین اومدنو پاک کرد...

یه لحظه نگام کرد ودوباره صورتش یکم سرخ شد...

بعد پشتشو کرد بهم و یه خداحافظی زیر لبی گفت و دوید طرف خونه شون...

اما یکی انگار لحظه ی آخر...حالت صورتشو جلو چشمام حک کرده بود...

حالت معصوم چشماش...صورت از خجالت سرخ شده ش با...یه شرم قشنگ دخترونه!

 

 

/ 29 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
7azani7

این روزها خیلی دعات می کنم... دعا میکنم یاد خدا ارامش بخش دل شکسته ات باشه... چون می دونم خیلی سخته...بعد از 7سال...! یادمه بهش گفتم ما چقدر وجه تشابه داریم با هم....!!! تو رو خدا بهش فکر نکن داداش... تو رو به این ماه مبارک قسم اون عکس رو از جلوی چشت بردار... از اون خونه بیا بیرون.... تو رو خدا فکر نکن...خودتو عذاب نده....!!! مطمئن باش اونم سرش به سنگ می خوره... هیچ وقت آدمی مه این راه رو انتخاب کرده خوشبخت نشده... تا حالا صد بار از این داستان ها خونده بودم اما فکر نمی کردم واسه کسایی که می شناسمشون اتفاق بیفته.... ... تو که میگی چشاش غم داشت...شاید خانوادش مجبورش کردن! سراغشو گرفتی...؟! از خودش پرسیدی...؟! شاید به صلاحت بوده که همین جا،قبل از عروسیتون از هم جدا بشید... نمی دونم چی بگم که مرهمی باشه واسه دل زخم خورده ات... اما بدون من و یه قطره اشکم اینجا به یادت هستیم و برات دعا میکنیم و تا زمانی که داری غصه می خوری ما هم غصه تو میخوریم...

7azani7

دردتو نریز توی خودت...داغون میشی... وبلاگ نویسی رو ادامه بده... اصلا این وبلاگ رو ببند و یکی دیگه بساز و بیا بنویس... ارومت می کنه.... اینجا کلی گوش شنوا هست واسه حرفات... کلی دست به سمتت دراز میشه که کنارت باشن و دیگه تنها نباشی... منتظرت هستیم... بیا و بهم بگو از کجا شروع شد... بیا و پیشمون درد دل کن... دوستای مجازی خیلی جاها بیشتر از دوستای واقعی به درد ادم میخورن اینجا کسی بدون اینکه تو رو بشناسه به حرفات صمیمانه گوش میده و راهنماییت می کنه...و دستت رو میگیره... دوست داریم حضورت رو از این به بعد پر رنگ تر ببینیم ... منتظر نظراتت هستم... خواهرت رو فراموش نکن.... درسته که یه قطره اشکم زمانی برادر ریحانه بود... اما از این به بعد دوست و برادر خودت بدونش.... تو رو خدا مراقب خودت باش... از یاد خدا غافل نشو...هر چیزی حکمتی داره.. مدتی صبر کنی حکمتشو هم می فهمی... [لبخند][گل]

7azani7

خدا مرهمی برای دلای شکسته است... خدای دلای شکسته رو دوست داره... دل تو هم الان شکسته... همیشه به یاد خدا باش.. از خودش بخواه که کمکت کنه... ماهم دعات میکنیم... نبینم داداشم غصه بخوره ها...!! خودم واست زن میگیرم...!! اون وقت 4تایی با هم میریم ماه عسل....!!قبوله...؟![چشمک][گل]

7azani7

منتظرم... خدا نگهدارت... [گل]

یه دوست

مولای کافی من :وقتی مهربانی تو است دیگر چه نیازی به غیر من فقیرم ومرا همین بس که ثروت تو نه فقط در مال که در تمامی صفات خوب بودن است اگر همه وهمه دست رد بر سینه ام زنند مرا چه باک چاره سازی تو کافیست برای تمام عمر بیچارگی ام تا توان خاکی ام را در حاصل روزهای با تو بودن به هم روح شدن با تو مبدل کنم

یه دوست

مولای من هر که گوید تنهایم در واقع هنوز به ذات بنده نوازی تو پی نبرده است چرا که تو برای همه کس با هر رنگ ونصب کافی هستی وبر تمامی موجودات مهر می ورزی پس یا کافی :مرا در چمبره حمایت خود چنان قرار ده که حتی نیم لحظه ای نیازمند آنانی نگردم که تو را نمی شناسند وظاهر می خرند وباطن می فروشند

یه دوست

سلام طاعات قبول متاسف شدم هر چه هم بگوئیم نمی تواند قلب نا آرام شما را آرام کند تنها توانستم یک مناجات برایت بنویسم تا بخوانی و الا بذکر ال..ا لطمئن القلوب مطمئن باش هیچ کار خدا بی حساب وکتاب نیست شاید این اتفاق باعث شروع خیلی از خیرات دیگر با شد خدا جون زمین را گرد آفرید تا وقتی فکر می کنی له آخر خط رسیدی تازه مشاهده کنی اول راهی خیلی وقت نیست از کر بلای معلی آمدم توصیه می کنم حتما بروی چون می بینی غمهای بزرگتری در این دنیا اتفاق افتاده است وغم من وما چقدر کوچک اتست برادر خوبم حتما نتیجه این شکست را بزودی در می یابی آنگاله دو رکعت نماز شکر بخوان وشاکر کسی باش که هیچ وقت تنهایت نگذاشت ونمی گذارد ونخواهد گذاشت شادکامی قرین زندگیت در دو دنیا باد

گدای فاطمه(س)

سلام با اینکه در جریان عشقتون نبودم و از طریق وبلاگ دوست خوبم نازنین با وبلاگت آشنا شدم اما خوندن این مطالب و حرفات و دردد دلات آتیشم زد وقتی خودمو میزارم جای تو دیوونه میشم به خدا. سخته خیلی هم سخته میفهمم حالت رو! از خدا برات صبر میخوام و عاقبت به خیری دلم میسوزه از اینهمه عشق پاک و بی نظیری که ریحانه قدرش رو ندونست راستی رفتی کربلا نایب الزیاره باش خوشحال میشم بیای کلبه من و محسن التماس دعا

نازنین زهرا

سلام داداش علی.... خوبی...؟! به سلامتی کی عازمی...؟! تو رو خدا ما رو هم دعا کن...!! ببینم حالت خوبه یا نه...؟! کجایی...؟!!

علی

نه فقط مرگ می تونه منو رفتنی کنه .. من فقط کمی آشفته ام.